جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
176
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
كه اين طايفه به جذبات عنايت حق ، سلوك راه دين و سير عالم يقين حاصل كردهاند و به حقيقت رسيدهاند و از مكاشفات و الطاف خداوندى ، علم لدّنى يافتهاند و در پرتو انوار تجلّى صفات حق ، بيناى حقايق ، معانى و اسرار گشتهاند و بر احوال و مقامات و سلوك راه حق و ترقّى تمام به هم رسانيدهاند و كمينگاه مكر و حيلهء نفس را دانستهاند و قدر عقل ، اندازه ، حوصله ، ذوق ، شوق ، ميل ، اراده و مرتبه هر طايفه را مىدانند و از عالم شريعت ، طريقت و حقيقت خبر دارند و به مقتضاى آنها به قدرت تفاوت مرتبهء مردمان ، بيان مىكنند تا هركس حظ ، بهره و نصيب خود را به فرمودهء قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ بر مىدارد و خلق را از خرابات دنيا ، خمر شهوات و مستى غفلات ، روى به خطاير قدس و معموره انس مقعد صدق و شراب طهور مىخوانند و ميرانند و از وحشت و التفات به ما سوى اللّه و علايق دنيويّه آنها را منقطع و به استيناس آشيانه و انبساط خلوت خانه « يحببكم اللّه » مىرسانند و ديدهء هركس ، بر جمال كمال اين طايفه نمىافتد و در زير قباب اوليايى تحت قباى « لا يعرفونهم غيرى » مستور و مجهول القدر مىباشند . مردان رهش زنده به جان دگرند * مرغان هواش ز آشيان دگرند منگر تو بدين ديده به ايشان كايشان * بيرون زد و كون در مكان دگرند و عامه خلق از ايشان همين سروريش را ببينند كه قياس احوال ايشان را بر ديگران و بر خويش نمايند و ايشان را عالمى از علما و واعظى از واعظان شمردند و بيش ندانند و غافل شدهاند از آنكه ؛ « لا يقاس الملائكة بالحدادين » . داند انكش دل خردمند است * كه از اين بانك تا بدان چند است